• تاریخ : ۵ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : آرنا

پس از اولین نمایش مستند «ترور سرچشمه» در جشنواره سینما حقیقت، رسانه‌هایی از طیف‌های مختلف به انتقاد از آن پرداختند. اما این کارگردان در جدیدترین مصاحبه خود می‌گوید در این مستند قصد نداشته از مرحوم هاشمی رفسنجانی به عنوان رقیبی برای شهید بهشتی یاد کند. او همچنین درباره سرنوشت جمهوری اسلامی بعد از حادثه هفتم تیر صحبت کرده هست.

محمد حسین مهدویان درباره فضای مستند «ترور سرچشمه» که باعث شده به نظر می‌رسد او از افرادی که در این مستند حضور دارند، در حال بازجویی هست، به روزنامه آسمان آبی می‌گوید: «ایده اصلی کار همین بود، چون با یک پرونده باز مواجه بودیم؛ پرونده‌ای که هیچ‌گاه مختومه نشد، اما به یک معنا فراموش شد. وقتی ما سراغ این پرونده رفتیم، تصمیم گرفتیم، مووی به گونه‌ای یک بازخوانی دوباره پرونده باشد با آدم‌های واقعی. مانند این پرونده‌های بایگانی‌شده‌ای که ناگهان باز می‌شوند و دوباره آدم‌ها را خبر می‌کنند برای این‌که به سوالاتی از نو جواب بدهند تا تکلیف برخی موضوعات روشن شود، چون ایده اولیه ما این بود، تصمیم گرفتیم طراحی را به این‌صورت انجام دهیم. می‌خواستیم این حالت بازجویی به گونه‌ای از طرف تماشاگر باشد و مصاحبه‌شونده‌ها رو به دوربین حتما حرف بزنند.»

او درباره کمرنگ بودن نقش محمدرضا کلاهی، عامل اصلی ترور حزب جمهوری اسلامی ایران در مستند‌«ترور سرچشمه» گفت: «ما می‌توانستیم پرونده مووی را از طریق دنبال‌کردن مجرم ادامه دهیم یا این‌که جایی که بعد از کشف بمب دوم، فهمیدیم بهشتی هدف اصلی عملیات بوده به‌دنبال این برویم که چرا او را هدف قرار داده بودند. واقعیت این هست که در پژوهش، مسئله کلاهی به‌تدریج برای من کم‌اهمیت شد به‌خاطر این‌که احساس کردم او هم آدمی بوده که کاری انجام داده و بقیه حرف‌هایی که درباره او زده می‌شود در حد افسانه و داستان‌هایی با چند واسطه هست. خیلی هم روشن نیست کلاهی در ۳۰ سال گذشته کجا بوده و چه کارهایی انجام داده هست، ولی از این طرف یک سوال مهم وجود داشت که می‌شد درباره آن حرف زد و آن این‌که چرا بهشتی چنین هدف مهمی بود؟ به نظرم آمد پاسخ‌دادن به این سوال، مووی را جدی می‌کند چراکه ارتباطی با زندگی امروز ما برقرار می‌شود. مووی به این ترتیب از قالب اثری متعلق به گذشته درمی‌آید و موضوع حادثه را زنده می‌کند.»

او در ادامه برداشتش از متهم اصلی پرونده انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی توضیح می‌دهد: «یکی از دلایلی که پرونده هفتم تیر در این سال‌ها کنار گذاشته شده به‌خاطر فرار کلاهی بود و این‌که مدام درباره هفتم تیر با یک رویکرد حماسی و ادبیاتی صحبت می‌شود. این رویکرد حماسی باعث شده بود تاثیر این حادثه بر وضعیت جامعه سیاسی آن روز و امروز ما کشف نشود و وقتی ماجرای بمب دوم را در پژوهش کشف کردم و بحث استراتژی بی‌آینده‌کردن را در تحلیل‌های بعد از واقعه هفتم تیر دیدم، احساس کردم موضوع، موضوعی زنده هست و الان اگر بعد از ۳۰ سال قرار هست درباره آن کار کنیم باید در بخش مهمی از مووی بگوییم چرا بهشتی هدف قرار گرفت و تصویری از ایده‌های مقتول پرونده بدهیم که تماشاگر فکر کند برخی حوادث تاریخی چه تاثیری روی زندگی امروز ما داشته هست. در نتیجه یک‌مقدار از شخصیت کلاهی فاصله گرفتم، اما بعد از یکی، ‌دو نمایش احساس کردم تماشاگر دوست دارد سرنوشت کلاهی را بداند. ما از آن‌چه بر او گذشته خیلی اطلاعی نداریم، اما سرنوشت او را کمابیش می‌دانیم. در نتیجه احساس کردم چون این سوال در ذهن تماشاگر می‌ماند که کلاهی چه شد، در حد یک کپشن پایانی به آن جواب دهم. چون در نهایت، کلاهی عامل یک طرز فکر بود و اگر او نبود کس دیگری آن کار را انجام می‌داد و انگیزه‌های شخصی زیادی برای این کار نداشت.»

او در ادامه همچنین به نکته جالبی در مورد فضای معمایی و حادثه تروریستی هفتم تیر اشاره می‌کند و می‌گوید: «درباره واقعه هفتم تیر، نمی‌دانم چه لایه‌های دیگری می‌توانسته داشته باشد و شاید هیچ‌گاه فهمیده نشود؛ چراکه پدیده بسیار پیچیده‌ای در این روز رخ داده بود. این واقعه مثل یک مووی هست که در آن همه‌چیز دقیق طراحی شده هست. این قدر همه‌چیز منظم هست که اگر همه این اتفاقات واقعا تصادفی باشد، یکی از تصادف‌های عجیب تاریخ هست. شما فرض کنید چنین جلسه‌ای برگزار می‌شود. ساختمان آن‌جا کاملا مستعد این هست که چنین تلفاتی را بگیرد. بمب‌هایی که به‌دقت کار گذاشته شده و در لحظه درست منفجر شده هست. ساختمانی که به همان دقتی که طراحان بمب در نظر گرفته بودند، تخریب می‌شود. به نظر من این‌ها مسائلی هست که ماجرا را هیجان‌انگیز می‌کند. نمی‌توانم نظر درستی بدهم که چه کسانی خودآگاه در آن دخیل بوده‌اند. چیزی که به نظر من می‌رسد حادثه هفتم تیر، مهم‌ترین حادثه تروریستی بعد از انقلاب بوده و به‌شدت در سرنوشت جمهوری اسلامی تاثیر داشته هست. خیلی‌ها در دوره‌ای که من کار می‌کردم تلاش می‌کردند بگویند نه این‌گونه نبوده و انقلاب راه خود را پیدا کرده و آدم‌ها آمده و رفته‌اند، اما به نظر من شخصیت دکتر بهشتی کاملا با همه شخصیت‌های دیگری که در آن زمان حضور داشتند، متفاوت هست. حضور یا عدم حضور چنین فردی کاملا در شکل‌گیری وقایع بعد از هفتم تیر می‌توانست موثر باشد. من به‌جد به این موضوع قائل هستم، اما این‌که این حادثه چه ابعاد دیگری دارد فهمیدن آن خیلی سخت هست، چون ما نمی‌دانیم در دل آدم‌ها چه می‌گذشته و چگونه فکر می‌کردند.»

مهدویان درباره برداشت‌های برخی از مخاطبان از تصویر‌های این مستند که گویی مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از رقیبان شهید بهشتی به حساب می‌آید، گفت: «درباره تصویر آقای هاشمی، واقعیت این هست که خود من چنین برداشتی ندارم. درباره مقصر بودن ایشان که اصلا چنین تصوری ندارم و مووی هم چنین داعیه‌ای ندارد. آن موقع البته جریاناتی شروع به گفتن حرف‌هایی کرده بودند و ما هم در مووی آن را توضیح می‌دهیم.»

این کارگردان در ادامه تاکید می‌کند که شهید بهشتی از تمامی لحاظ از جمله سوابق علمی و انقلابی از تمامی شخصیت‌های اول انقلاب فاصله بسیاری داشته و هیچ‌کس تصور رقابت با او را نداشته هست: «من اصلا احساس نمی‌کنم که آقای هاشمی، یکی از رقیبان شهید بهشتی باشد. شهید بهشتی در مقطع اول انقلاب و در طیف همفکران خود بی‌رقیب بوده و با فاصله برجسته‌ترین بوده هست. اصلا فکر نمی‌کنم درون خود حزب و در میان شخصیت‌های اصلی بتوان برای کسانی چنین جایگاهی تصور کرد که با شهید بهشتی رقابت کنند. هم به لحاظ سوابق علمی و مطالعاتی و هم به لحاظ انقلابی، رقیب خیلی جدی‌ای در طیف همفکران خود نداشت. از سوی دیگر ما فیلمی با فضای پلیسی ساخته‌ایم و چهره‌های معروفی را در یک موقعیت بازجویی قرار داده‌ایم و ‌آن‌ها در معرض سوال و اتهام هستند. این فضاسازی مووی هست که می‌خواهد جذاب باشد و فضایی از تردید و شک که در آن دوران وجود داشته را القا کند. همه تلاش ما به‌عنوان فیلمساز این هست که اتمسفر حاکم بر داستان را در مووی ایجاد کنیم. برای تقویت این فضای سوءظن، روش‌های مختلفی وجود دارد که در مووی استفاده شده هست. یکی از متریال‌ها هم تصویر‌ها بود که از تصویر‌هایی استفاده کنیم که این احساس سوءظن و پیچیدگی در آن‌ها زیاد باشد و یکی از همین تصویر‌ها هم تصویر آقای هاشمی هست.»

۹۴۱۲

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما